X
تبلیغات
(◐.̃◐)بیا تو اینجا پاتوق رفقای باحاله
(◐.̃◐)بیا تو اینجا پاتوق رفقای باحاله
every body repeat!!!
 

http://s2.picofile.com/file/7144315478/dokhmale_sharor_2.gif


 دوشنبه دوازدهم دی 1390 | 12:44  | به دستان توانمند شرور |  

هورااااااااااااااااااااااااااااااا

روز خانوم خانوماها مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ

 یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 | 17:17  | به دستان توانمند شرور |  

پیس!

پیس پیس!

شووووووووووووووووووووووووووووووووووووت

سیلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامممممممممممممم

دخترا بپرین بغل عمو دلم خیلییییییییییییی واستون تنگ شده بوووود

اقا پسرا خوبییییین؟

شوهر نکردین هنوز؟؟؟

وای باورم نمیشه برگشتم اینجا

welcome home

چقدر همه جا عوض شدههههههههههه

بچه ها اگه بدونین با چه بدبختی دارم تایپ میکنننننم

کیبوردم خرابه یه کیبورد ژله ای گذاشتم از بس انگشت کوبیدم انگشتام داغون شد

انگشتای یه نوازنده حساسه

چقدر بخاطر شماها از خودم رد بشم شخصیتخودمو خرد کنم

اصلا خاطرشماها شده تراکتور داغون شدمااا بابا له له

خلاصه این چن وقته داغوووووون شدیماااااااااااا له له

هرررررررررررررررررچی فکر میکنم دلم خیلی تنگولیده بود خیلیییییییییییی

اول از همه

بچه ها من درگیر یه ماجرای هیجان انگیز اندکی غم انگیز شددددددم

دعا کنید بخیر بگذره همتونو عروسی دعوت میکنم خخخخخ

راسی عیو چیکا کدییییننن

میکنییییین؟ خواهین کرد درروزای آتی؟

قبل عید چه کردین؟/

من که اسفند امسالم دوباره اجرا داشتم و راضی بوووووووووووودم


دیگه همون برنامه ی من چی بپوشششششششششششم هم به راه بود

فیلمشم نمیدم بهتون تو خماری بمونین کارامونم خیلی قشنگ بود خخخخ

چه اوضاعی سر انتخاب اسم داشتیم

اصن انقدر که میخندیدیم که تمرین نمیکردیم که!

یکی میگفت بذاریم خونه ی مادربزرگه یکی میگفت مخمل یکی میگفت گیتارپردزان صنعت فاگوت اصن وضییییی

اخرشم به پیشنهاد من شد برزین اهممممممممممم

خخخخخخخخخ اگه بدونین سر این اجرا چه به سر دبیامون اوردم

هفته ی قبلش که باید ریلکس میکردم امتحانا رو ندام خخخخخب

خب نوازنده ی مملکته باید باهاش لطیف برخورد شه

پپسی بیارین

پیییییییسسسسسسسسسسسس.... خب کجا بودیم؟

هفته ی بعدشم خب خستم بوووووووووووود اصلا چه معنی داره

عربیو حسابانو هندسه رو صحبت کردم که ندم

ولی چشمتون روزبد نبینهههه

این دبیرعربیمون که جز جیگر بزنه گفت نمیشه باس امتحان بدی

منم تو دلم: غلط کردییییییییی از مادر زاییده نشده کسی که جلو مریم زیر حرفش بزنه

خلاصه برگه که جلوم گذاشت 

با یه لبخند شیطانی یه نگا بهش انداختم یه قلم میچرخوندم کامل میشدم

ولی خستم بوووووووووووووووووووووود خب چرادرک نمیکنین

چن بار یه حرفو بایدبهتون بزنم؟؟؟

بچه خستست!

دستم جون ندااااشت

 (ااااییییش سوسولو کوفت خودت سوسولی حسود بترک!)

خلاصه سفید تحویل دادم زدم بیرون خخخخخ

بچه ها من چه علاقه ی عجیبی به سفید تحویل دادن برگه عربی دارم!

هرسال اینکارو کردم! واقعا چرا؟چه رازی در این سر نفهته است؟

به اعماق جنگلهای اسرارامیز میرویم .... نه کجا میریم دارم خاطره تعریف میکنم!

خلاصه چقدر بچم حرص خورد بماند

نمیرم الهی واسسسسشششش

خولاصه 4 شنبه ی دوتا قبل عید

یعنی دوتا 4شنبه قبل عید!

ببین دلبندم! 4شنبه ی اخر سال نه قبلیش فهمیدی؟!

اقا روزاخرمدرسه خخخخخ

مدیر خوش اخلاق خوش چهره ی خوش هیکلمان یک تهدید جانانه ای کرد مارا

ینی وضعیت داغوناااااااا

که 4شنبه روز اخر؟ نیس...چقدر ما بچه های حرفگوش کنی بودیییییم

از شنبه صبحش من ددر دودور بودم خخخخخ

دیگه چقدر بابارو تیغ زدم به شما چه

بابای خودمه زورم میرسه

عیدم که مهمون داشتیم ما اصن داغون شدماااااااااا

به حدی این روزا فرح بخش و تلخ بودا له له شدماااااااااا

انقدر بیرون بودیم که دلم واسه خونه تنگ میشد

راسی بچه ها من یه کار بسیار خیر اندر نیک انجام دادم تو عید

دیدید تو مریکز خرید (مدل جدید جمع مکسر) محل نگهداری از بچه ها دارن؟

مم واسه مهمونامون همین کارو کردم توعید

یه کوه کاغذ ریز ریز کردم هرکی میومد خونمون بچه ی کوچیک داشت میرفتیم کاغذارو میریختیم رو سر و کله ی هم

یک حالی دااااااااااااااااااد

گند زدم به خونه تکونی مامانم

بعدشم گند زدم به استراحت خودم

میدونید که جارو و جمع کردنو و اهمممممخب بگذریم!

دیگه بقیه ی روزام کارای روتین نجام دادم همون پیش پا کردنو این چیزاااا

خب بچه ها من هرچی فکر میکنم میبینم با کله دارم میرم سمت کنکور

با سرعت 240 دولاچنگ!

هی بزرگ شدیما

هی هی جوونی کجایی که خاک تو سرت!

بچه ها تو این شرایط بحرانی منو تنها نذااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار

منم حسسسسااااس

خب دیگه وقت خوابه

پاشین بساطتونو جمع کنین من زندگی دارم دوتا بچه دارم

زت زیادf

 جمعه هشتم فروردین 1393 | 22:21  | به دستان توانمند شرور |  

سلام بچه ها

ببخشید دیر شد

عیدتون مبارک سال خوبی داشته باشید

من دیگه اینجا اپ نمیکنم

حوصله ی هیچیم ندارم

اتفاقای بدی برام افتاده 

اگه حالم دوباره عین قبل شد حتما برمیگردم 

ولی تنهام نذارید

همین دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه

خیلی دوستتون دارم

خوش باشید

ادامه نوشت:

ولی گور بابای غم و غصه

به زودی میام کچلتون میکنم =))


 پنجشنبه هفتم فروردین 1393 | 13:10  | به دستان توانمند شرور |